أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
51
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
جرهم و قطورا با درگذشت اسماعيل ، ادارهء كارها در اختيار فرزندانش بود تا آنكه به نوادهاش مضاض بن عمرو جرهمى رسيد . « 1 » در اين وقت جرهمىها به دو گروه تقسيم شدند : جرهم و قطورا . مضاض با گروهى از همراهان جرهمى خود در بخش بالاى مكه و قُعَيقعان ساكن شدند . قطور و در رأس آنان سميذع در اجياد و پايين مكه و نواحى آن ساكن شدند . مضاض از كسانى كه از سمت بالا وارد مكه مىشدند ماليات مىگرفتند و قطورا از كسانى كه از پايين وارد مكه مىشدند ، ماليات مىگرفتند . هر دو تيره در جبال و شِعاب خود ساكن بودند و كارى به ديگرى نداشتند . « 2 » چنين مىنمايد كه پس از تأسيس مكه در زمان اسماعيل تا وقتى كه نوادگانش مضاض در جرهم و سميذع « 3 » در قطورا كار را در دست گرفتند ، و مورّخان اين مدت را تا حدود دو قرن مىدانند ، مناطق مسكونى در سمت منزلگاه جرهم از دل اين وادى ، يعنى از زمزم آغاز شده و تا قعيقعان در سمت شمال ، جايى كه ما امروز آن يا بخشى از آن را كوه هندى مىخوانيم و تا شمال شرقى ، برابر قشاشيه و انتهاى مسعى به سمت بالاى مكه امتداد داشته است . همچنان كه عموزادگان آنان از قطورا در شعبِ اجياد تا برسد به سدّ و در خيابان ماليه به سمت مصافى در سمت ديگر سكونت داشتند . منازل اين جماعت در پايين وادى ، به سمت اجياد كوچك و بزرگ در جايى كه ما آن را مسيال مىناميم ، تا برسد به اطراف مَسفله ادامه داشته است . محلّات ديگرِ مكه جز در قرون بعد آباد نشده است . دليل آن هم جز اين نبوده است كه زمين ، سنگلاخ بوده ، و زمانى به طول انجاميده تا نياز
--> ( 1 ) . در تاريخ مكه ازرقى ، 1 : 81 چاپ دوم دار الثقافه مكه آمده است : عمرو بن مضاض جرهمى جد فرزند اسماعيل ومادرشان سيده بنت مضاض بود . زمانى كه اسماعيل درگذشت ، فرزندش ثابت سرپرستى بيت را عهدهدار شد . بعد از مرگ ثابت ، جدش مضاض اين مسؤوليت را بر عهده گرفت . نيز گفته شده است : رعله مادر اسماعيل دختر مضاض بوده است . اين مضاض اول است نه مضاض بن عمرو بن حارث كه در زمان وى دولت جرهم از ميان رفت . ( 2 ) . اخبار مكه ازرقى ، 1 : 40 و بعد از آن . ( 3 ) . در منابع عربى ، نام سميدع مكرر با دال آمده و به نظرم همين درست است . در لسان العرب معنايش « صاحبصفات ممتاز » است و سميدع را با ذال نياورده است ( عاتق ) .